حکـــــــــــــــــــــایت من…
حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقـــــــــــــــــــــی نداشت…
دلباخته سفر بود اما همسفـــــــــــــــــــــر نداشت…
حکایت کسی بود که زجر کشید اما ضجـــــــــــــــــــــه نزد…
زخم داشت اما ننالیـــــــــــــــــــــد…
گریه کرد اما اشک نریخـــــــــــــــــت…
حکایت من حکایت کسی بود کـــــــــــــــــــــه…
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنـــــــــــــــــــــود…

نظرات شما عزیزان:
سپی 
ساعت22:01---8 خرداد 1392
سسلام ابجی ایشاا... موفق باشی ممنونم ک اومدی
پاسخ:
سلام گل من...فدای تو...دوباره منتظرتم...
امیر 
ساعت13:08---16 بهمن 1391
يک لحظه نشد خيالم آزاد از تو
يک روز نگشت خاطرم شاد از تو
داني که ز عشق تو چه شد حاصل من
يک جان و هزار گونه فرياد از تو
خاتون 
ساعت15:05---12 بهمن 1391
وچه لذتیست درتنهایی...
باورنداری؟؟؟؟
ازخدابپرس...
پاسخ:ممنون ازحضورت.
حسین،میثم 
ساعت13:00---10 بهمن 1391
سلام
وبلاگ زیبای داری
مرسی از اینکه به وبلاگم سرزدی
پاسخ:سلام.مرسی.
محمدحسین 
ساعت18:36---7 بهمن 1391
خیلی وبلاگ قشنگی داری
پاسخ:ممنون عزیزم.نظرلطفته.
محمدحسین 
ساعت18:32---7 بهمن 1391
خیلی وبلاگ قشنگی داری
ali 
ساعت12:42---7 بهمن 1391
یاد سهراب بخیر ....!
آن سهرابی که تا لحظه خاموشی گفت:
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود یا نشود
حرفی نیست ....
اما....
نفسم می گیرد در هوایی که نفسهای تو نیست !
پاسخ:متن زیباییه.ممنون ازحضورزیبات.
رامین 
ساعت12:22---6 بهمن 1391
چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم
چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم
خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر
من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم
فشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری را
زحال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردم
پاسخ:ممنون ازحضورزیبات داداش جونم.متن زیباییه.مخصوصااولش.
shila 
ساعت17:13---5 بهمن 1391
پــِلڪـْ هآیـَـم رآ بــِﮧ اُمید دیدלּ تــُو مے بـَـندَم ...
در ماوَراے خیآل
جآیے ڪِـﮧ هیچ ڪـَس
پاسخ:سلام آجی جونم قربونت برم عسیسم.آجی بخدانمیدونم چرانمیتونم نظربذارم.وبلاگت مثل همیشه عالیه عزیزم.ولی دوباره نظرنمیتونم بذارم؟
فرزاد 
ساعت2:04---5 بهمن 1391
سلام
وبلاگ جالبی داری از امکانت تو وبلاگت و نحوه چیدمان وبلاگت خیلی خوشم اومد با این که رشته تحصیلیت به وبلاگ نویسی ربطی نداره ولی خوب از پسش بر اومدی.
پاسخ:سلام فرزاد.نظرلطفته به وبلاگم خوش اومدی.ممنون بابت نظرت.
رامین 
ساعت23:51---4 بهمن 1391
قدرت نيازمند کسي است که در برابرش رام گردد.
آپم
پاسخ:الان میام.
باران 
ساعت18:00---3 بهمن 1391
سلام آجی رزیتا
وب خیلی نای30 داری عزیز
ممنونم که بهم سر زدی گلم
بازم بسر
موفق باشی
پاسخ:سلام گلم.ممنون.عزیزم.
سارا 
ساعت17:21---3 بهمن 1391
سلام روزیتا جان.وبت عالیه.به منم سر بزن خوشحال میشم
با آرزوی بهترین ها برات
پاسخ:سلام آجی جونم.ممنون ازحضورقشنگت.حتماسرمیزنم.
kian 
ساعت12:14---3 بهمن 1391
درد دل پسرا :
خرج عروسی رو که ما پسرا میدیم اونوقت میگن عروسی !
خونه ام که ما پسرا میگیریم میشه خونه ی عروس !
از اون بدتر جونت درمیره کار میکنی یه ماشین میخری اونم میشه ماشین عروس !
دیگه بدتر ۴روز دیگه بچه خواهرت به مامانش میگه مامان مامان بریم خونه زن دایی اینا !
اون وقت دخترا میگن حقشون ضایع شده …
پاسخ:ممنون ازحضورزیبات کیان جان.
خیلی جالبه.
shila 
ساعت8:41---3 بهمن 1391
خاطـــرات را بایـــد سَطــــل سَطــــل از چــاه زندگــی بیـــرون کشـــید!
خاطـِــرات نــه سـَـر دارنـــد و نـ ـه تَـــه
بــی هـــــوا میــ ـان تـــا خفـــه ات کنـنـــد ...
میرســــــــنــد ...
گاهـــی وســط یک فکــ ــر!
گاهـــی وسـَـط یک خیـابـ ـان!
سـَـردت مــ ـی کنـنـد، داغـَــت مــ ـی کنـنـد
رگ خوابــَـــت را بلــدنــد، زمینـــــت میــ ـزننــد !
خاطـــرات تَمــــــــوم نمـــیشــن ...
تـــ َـــمـــــومــ ــتــــ می کننند...
پاسخ:ممنون ازحضورزیبات آجی جونم.متن خیلی قشنگیه.ممنون.
رامین 
ساعت2:24---2 بهمن 1391
خیلی زیبا بود روزیتا جان
ولی
داری فقط غمناک مینویسی
عشق فقط غم نیست
پاسخ:ممنون داداش جونم.باشه ممنون ازنظرت.اشکالمودرست میکنم داداش مهربونم.
کمپ عشق 
ساعت19:36---1 بهمن 1391
کاش گاهی وقتا خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون و گوشم را محکم می گرفت و داد میزد که ؛ آهای بگیر بشین سرجات ! اینقدر غر نزن، همینه که هست! بعد یه چشمک میزد و آروم توی گوشم میگفت: همه چی درست میشه
پاسخ:کااااااااااااااش.
کمپ عشق 
ساعت19:33---1 بهمن 1391
خیالت راحت !
من همان منم ؛
هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطره، میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم
اما به هیچ ستارۀ دیگری سلام نخواهم کرد . . .
کاش یکی بود که توی کوچهها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره خشکیه . . .
اونوقت همه ی خاطراتت ،
همونایی که ارزش گرفتن دمپایی پاره هم ندارن رو میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت ردکارش . . . !
از بعضی از آدمها تنها خاطره می ماند !از بعضی های دیگر هم هیچ !
خاطره ساختن لیاقت می خواهد !
کسی دستهایت را نمیگیرد ! در جیبت بگذار !شاید خاطره ای ته جیب مانده باشد که هنوز گرم است . . .
چه تلخ است علاقه ای که عادت شود . . .
عادتی که باور شود . . .باوری که خاطره شود . . .و خاطره ای که درد شود . . .
باختم تا دلخوشت کنم ، بدان که برگ برنده ات سادگیم نبود ! دلم بود ….
وقتی تنها هستیم دنبال یک دوست میگردیم ،پیداش که کردیم دنبال عیبهاش میگردیم ،
پاسخ:درسته.متن خیلی زیباییه داداش جونم.ممنون.
میثم*کمپ عشق 
ساعت19:28---1 بهمن 1391
اجی ایشالا موفق باشی
پاسخ:">قربونت برم داداش جونم.ممنون.
کمپ عشق 
ساعت13:52---1 بهمن 1391
اجی سر نمیزنی
راستی وبت معشره
منتظرتم